Mittwoch, 14. Oktober 2015

زمان کار عموما لازم و کار اجتماعی لازم





دو مفهوم  مطرحند که پی بردن به تمایز میان آنها برای درک اقتصاد سیاسی خارج از فایده نخواهد بود. یکی زمان کاری است که بطور عموم معتبر و لازم است تا یک پروسه کار به انجام برسد و دیگر مفهوم کار اجتماعی است که لازم است تا در طول آن سرمایه بازسازی و بازتولید گردد.



من در زیر سعی خواهم کرد تمایز این دو را در حد امکان روشن سازم.

این مطلب خودبخود وارد بحث انتقادی از مفاهیمی میشود که مارکس از زمان کار اجتماعا لازم مد نظر دارد. برای این که بتوان این دیسکورس را به پیش برد بدوا توجه برخی مفاهیم نظیر پروسه کار، پروسه ارزش و.. لازم است.

چون حاصل هر پروسه کار یک محصول به شکل فراورده یا خدمات است از این رو پروسه کار، فرایند انجام یک کار بطور معین است. این وابسته به ذات بودن پروسه کار به ذات حاصل کار قابل درک است چرا که هرباره سخن از یک پروسه از یک کار معین و منفرد مد نظر است.

بدین سان پروسه کار یعنی فرآیند پیدایش و شکل گیری یک کار  معین و منفرد.

در معنای مطلب تغییر ایجاد نمی گردد وقتی ما به پروسه کار منفرد و معین از دیده تولید ارزش یعنی از زاویه ارزشی، خواه مصرفی و خواه مبادلاتی - نگاه کنیم.

به این مفهوم هر پروسه کار عبارت است از یک پروسه ارزش.

به دیده زمانی اگر به یک پروسه کار - ارزش بنگریم،  آنگاه برای هر پروسه کار، یعنی برای هر کاری زمان معین و منفردی لازم است.

از آنجاییکه که یک کار معین در یک رشته، در همان رشته به علل فنی و انسانی و.. از نظر زمانی متفاوتند از این رو اصطلاح زمان کار بطورعموم و به شکل استاندارد معتبر  مطرح است که ناظر است بر زمان کاری که در یک رشته معین بطور عموم و استاندارد معتبر است.

به این مفهوم در یک رشته معین یکی ممکن است کاری را به شکل سابق هنوز انجام دهد و دیگر به روش بسیار مدرن  لاکن زمان کار عموما معتبر همان است که بطور عمومی و به شکل استاندار رایج است : نه شیوه کار پیشین و نه شیوه کار کاملا نو.

در سوی دیگر کار اجتماعی لازم واقع است که ناظر است به ترکیب ارگانیک اقتصاد اجتماعی بشر. افتصاد اجتماعی بشر از دو جزء اصلی ترکیب است:

جزء لازم
جزء اضافی

در جزء لازم و ضروری بشر مشغول بازسازی و بازتولید سرمایه مصرفی در فرآورده است. به این مفهوم اگر بشر هرباره سرگرم کار لازم و ضروری باشد هیچ تغییری در سطح زندگانی اش روی نخواهد داد.

یعنی تمام کاری که بشر انجام خواهد داد صرف این می شود که سطح معینی از معیشت او محفوظ و دست نخورده باقی بماند و تغییر نکند. این در حینی است که بشر مدام در حال مصرف است. لاکن کل فعالیت اقتصادی بشر در حد جبران و نگه داری مصروفات است.

از این فعالیت برای جبران و نگه داری آنچه موجود است، اصطلاح کار اجتماعی لازم و ضروری منتج شده است. اصطلاح کار اجتماعی لازم و ضروری یک اصطلاح نسبی و تاریخی است. یعنی نسبت به وضعیت و موقعیت های زمانی و مکانی متغیر است.
کار اجتماعی لازم و ضروری شاید بیشتر روشن شود وقتی سعی کنیم مفهوم آن را با کار اجتماعی اضافی مقایسه کنیم.

ادامه دارد..

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen