Donnerstag, 15. Oktober 2015

زمان کار عموما لازم و کار اجتماعی لازم - 11

از همین رو هم مارکس به شیوه مکتب داران، مطلب را بیهوده پیچیده کرده است.

کاری که انسان بروی طبیعت  انجام می دهد، مانند خود طبیعت دارای سرشت دوگانه است. این سرشت دوگانه کار، آن سرشت دوگانه ایی نیست که مارکس می گوید: یعنی ارزش مبادله و ارزش مصرف.

سرشت دوگانه کار عبارت است:  نیروی کار از یکسو و از سوی دیگر خلاقیت و هنر و مهارت و دانش کار


با کاری که انسان بروی طبیعت انجام می دهد، ارزش مصرف و ارزش مبادله خلق می کند. ارزش  مبادله ارزش نسبی است و تازه در مبادله به شکل بها یا قیمت مطرح است.

در پروسه کار انسان سرمایه یعنی ارزش مصرف و مبادله را به کار می گیرد. و با کاربرد آنها بهره برداری می کند یعنی ارزش نوین که در عین حال ارزش مصرف و مبادله اند خلق می کند.

از این رو  ارزش هر فراورده نوین  جمع و  ترکیبی است از ارزش قدیم و نو. در هر تولید چنین قاعده ای حکمفرماست و در تولید نسل انسانی ما قاعده دیگری را مشاهده نمی کنیم. هر انسان جدید و هر نوزاد ترکیبی است از اولیاء و انسان جدید.

در رابطه با فراورده باید دید که منشای ارزش نوین مصرفی و مبادلاتی کار انسانی است.

این کار به دو وجه مطرح است:

به وجه سرمایه و نیروی کار که در پروسه کار و تولید ارزش  مصرف میشود و در عین حال حائز ارزش مبادلاتی است

و به وجه خلاقیت کار که در پروسه کار و تولید ارزش، ارزش آفرین و مولد است. این ارزش جدید نیز در عین حال دارای دو ارزش مصرف و مبادلاتی است.

هر ارزش و کار نوین به شکلی که هست یعنی به شکل ارزش مصرف و مبادله وارد کار جدیدتر میشود و بدین ترییب سلسله زنجیره وار پروسه کار و تولید ارزش بشری تا به امروز ادامه می یابد

ادامه...

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen