کاری که انسان بروی طبیعت انجام می دهد، مانند خود طبیعت دارای سرشت دوگانه است. این سرشت دوگانه کار، آن سرشت دوگانه ایی نیست که مارکس می گوید: یعنی ارزش مبادله و ارزش مصرف.
سرشت دوگانه کار عبارت است: نیروی کار از یکسو و از سوی دیگر خلاقیت و هنر و مهارت و دانش کار
با کاری که انسان بروی طبیعت انجام می دهد، ارزش مصرف و ارزش مبادله خلق می کند. ارزش مبادله ارزش نسبی است و تازه در مبادله به شکل بها یا قیمت مطرح است.
در پروسه کار انسان سرمایه یعنی ارزش مصرف و مبادله را به کار می گیرد. و با کاربرد آنها بهره برداری می کند یعنی ارزش نوین که در عین حال ارزش مصرف و مبادله اند خلق می کند.
از این رو ارزش هر فراورده نوین جمع و ترکیبی است از ارزش قدیم و نو. در هر تولید چنین قاعده ای حکمفرماست و در تولید نسل انسانی ما قاعده دیگری را مشاهده نمی کنیم. هر انسان جدید و هر نوزاد ترکیبی است از اولیاء و انسان جدید.
در رابطه با فراورده باید دید که منشای ارزش نوین مصرفی و مبادلاتی کار انسانی است.
این کار به دو وجه مطرح است:
به وجه سرمایه و نیروی کار که در پروسه کار و تولید ارزش مصرف میشود و در عین حال حائز ارزش مبادلاتی است
و به وجه خلاقیت کار که در پروسه کار و تولید ارزش، ارزش آفرین و مولد است. این ارزش جدید نیز در عین حال دارای دو ارزش مصرف و مبادلاتی است.
هر ارزش و کار نوین به شکلی که هست یعنی به شکل ارزش مصرف و مبادله وارد کار جدیدتر میشود و بدین ترییب سلسله زنجیره وار پروسه کار و تولید ارزش بشری تا به امروز ادامه می یابد
ادامه...

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen