Dienstag, 2. Juni 2015

جامعه کار و جامعه سرمایه

بنابر تعریف جامعه کار عبارت است مجموعه روابط میان انسان هایی که در عدم مالکیت بر سرمایه و وسایل کار اجتماعی مشترکند. بنابر عبارت ساده تر همه آنهایی که صرف نظر از درآمد و رفاه کار می کنند بی آنکه دارای سرمایه باشند متعلق به جامعه کار می باشند.

متعلق به جامعه کاربودن  الزاما به مفهوم کارگر بودن نیست. کارگر به مفهوم متداول یعنی طبقه ای از جامعه کار. برای این که با جامعه کار و دستبندی های درونی آن مانند طبقه کارگر، یا طبقه متوسط و... آشنا شویم بهتر است از یک تفاوت مقوله ای میان فقر و بینوایی آغاز کنیم.

بینوایی و مسکینی یعنی بی چیزی وبدون درآمد بودن. انسان هایی که همه چیز خود را ازدست می دهند و بی چیز و بدون درآمد می شوند عملا سربار جامعه اند. در روم باستان به روند بینوایی و مسکینی روند پرولتاریزاسیون انسان می گفتند. بینوایان و مسکینان در واقع تشکیل دهنده ارتش بیکاران بر حول جامعه کار می باشند. این ارتش همان سرزمینی است که معمولا به آن سرزمین زیر خط فقر می خوانند.

کارگران در جامعه کار عبارتند از  فقرا.  بخشی از جامعه کار در شمار طبقه متوسط محسوب می شوند و کارگر محسوب نمیشوند. این بخش با بخشی از لایه های زیرین جامعه سرمایه  در طبقه متوسط باهم تلاقی می کنند.

برای این که به بحث ادامه لازم داده شود، در این نقطه باید بدوا جامعه سرمایه را تعریف کرد. جامعه سرمایه بنابر تعریف عبارت  است از مجموعه روابط میان انسان هایی که مالک بر وسایل کار یعنی سرمایه اند. جامعه سرمایه بطور اتوماتیک جامعه ثروت را تشکیل نمی دهد.
زمانی که هنوز میان جامعه کار و جامعه سرمایه قطب بندی کافی نشده، بخشی از جامعه سرمایه یعنی لایه های زیرین آن در طبقه متوسط با  لایه های بالایی جامعه کار در هم می آمیزد.

باید دانست روند پولاریزاسیون اجتماعی  معمولا همه فقرا را در جامعه کار و همه ثروتمندان را در جامعه سرمایه گردهم خواهد آورد و در ادامه به ارتش بیکاران، بینوایان و بیچیزان خواهد افزود و به هستی طبقه متوسط تقریبا پایان خواهد داد.




Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen