Dienstag, 29. September 2015

ادامه مباحث پیرامون کاپیتال مارکس - 1



ادامه مباحث پیرامون کاپیتال مارکس
بخش سوم
تولید اززش اضافی مطلق
فصل 5
پروسه کار و پروسه ارزش اضافی
1-پروسه کار


مارکس مبحث پروسه کار را با این عبارت شروع می کند

مصرف نیروی کار، کار خودش است.
خریدار نیروی کار، کار را مصرف می کند، در حین این که به فروشنده کار، اجازه می دهد کارکند.

او سپس پاراگراف نخست را چنین به پایان می رساند که برای مبحث ما در این جا جالب توجه است

تولید ارزش های مصرف و فراورده ها، از اینکه این ها برای کاپیتالیست و یا زیر کنترل
او انجام می گیرند یا نه، در ماهیت عمومی شان تغییر ایجاد نمی کند
از این رو پروسه کار بدوا مستقل از هر فرم معین اجنماعی باید مورد مشاهده قرار گیرد.

از این نقطه تا چندین صفحه بعد از آن مارکس سعی می کند مستقل از یک فرم معین اجتماعی، وارد مبحث اقتصادی یعنی پروسه کار شود.
مارکس در این فاصله پس از توضیحات فراوان پیرامون ماهیت اقتصادی و مستقل پروسه کار عبارات این فصل را چنین از سر می گیرد:
.باز گردیم به سر موضوع کاپیتالیست مان . ما او را زمانی ترک کردیم که ..


من می خواهم در این مکان نطر به اهمیت اقتصادی - و مستقل از فرماسیون اجتماعی - به این بپردازم که پروسه کار که می گویند، یعنی چه؟

در آن فاصله که گفتیم که مارکس سعی می کند صفحاتی را به تعریف اقتصادی پروسه کار اختصاص دهد، مارکس به تعاریف اقتصادی اش از پروسه کار مطلبی را با مضمون زیر اضافه می کند که نظر به اهمیتش در این جا تکرار ش می کنم:

همان گونه که نمی توان از سر مزه گندم داوری کرد که چه کسی گندم را کاشته است، به همان گونه هم نمی توان از سر پروسه کار داوری کرد که چنین پروسه ای در چه شرایطی انجام می گیرد، آیا تحت شلاق های خونین ناظر برده ها است که انجام می گیرد و یا زیر نظارت مرعوبانه کاپیتالیست....

حال سعی کنیم کل مطلبی که مارکس می خواهد مقدمتا مطرح کند را در یک مکان کنار هم بگذاریم:
تولید ارزش های مصرف و فراورده ها، از اینکه این ها برای کاپیتالیست و یا زیر کنترل
او انجام می گیرند یا نه، در ماهیت عمومی شان تغییر ایجاد نمی کند
از این رو پروسه کار بدوا مستقل از هر فرم معین اجنماعی باید مورد مشاهده قرار
گیرد.
..............
همان گونه که نمی توان از سر مزه گندم داوری کرد که چه کسی گندم را کاشته است، به همان گونه هم نمی توان از سر پروسه کار داوری کرد که چنین پروسه ای در چه شرایطی انجام می گیرد، آیا تحت شلاق های خونین ناظر برده ها است که انجام می گیرد و یا زیر نظارت مرعوبانه کاپیتالیست....

در تمام مطالبی که تاکنون پیرامون کاپیتال داشته ایم سعی بر این بوده که همین دیدگاه به پروسه کار را جا بیاندازیم که کار و یا به عبارت دیگر پروسه کار باید بدوا مستقل از فرماسیون های اجتماعی اش که هرباره در آن انجام می گیرد، مورد مشاهده قرار گیرد.
پس پیش از هر چیزی این مهم است که دیدگاه ما به پروسه کار مستقل از فرماسیون های اجتماعی هرباره اش باشد.
وقتی این دیدگاه جا افتاد آنگاه باید برویم به سراغ پروسه کار!
پروسه کار که می گویند یعنی چه؟
مارکس می گوید:
مصرف نیروی کار، همان کار است.
آیا این درست است؟
کاری که در علم اقتصاد مطرح است، راستی یعنی فقط مصرف نیروی کار؟
نیروی کار که مصرف می شود، یعنی این کار انجام می گیرد؟
توجه کنید تعریفی که مارکس سپس به آن اضافه می کند از جمله این که
کار در وهله اول یک پروسه است میان انسان و طبیعت که در آن انسان متابولیسم - سوخت و ساز و تبادل ارگانیک ..انسان و طبیعت - خود را با طبیعت از راه عملش منظم، کنترل و واسطه می سازد..
تغییری در اصل تعریف اولش نمی دهد که در آن از نظر مارکس در رابطه کاری انسان
و باطبیعت، پروسه کار یعنی در اصل فرآیند صرف انرژی و نیروی کار. کار یعنی در اصل همین متابولیسم.

پبش از تعمیق مطلب اجازه دهید در یک برابر نشانی کوتاه با نظریات مارکس نظر خودم را پیرامون پروسه کار مطرح کنم تا روشن کرده باشم، اختلاف در کچاست و داریم از چه سخن می گوییم:
مشاهده های من از پروسه کار به من می گوید: کار - اقتصادی و مورد بحث ما - دارای سرشت دوگانه است:

کار به مفهوم خلاقیت و هنر و دانش کار
 کار به مفهوم فیزیک و نیروی کار یعنی کاری که مد نظر مارکس است.

در هر پروسه کار که رابطه انسان با طبیعت غیر انسانی است، دو کار انجام می گیرد:
کار به مفهوم فیزیک و کار به مفهوم ایده کار.
پس از این که انسان مراحل اولیه اقتصاد غریزی را پشت سر گذاشت، وارد مرحله اقتصاد ذخیره ایی می شود. در اقتصاد ذخیره ایی، اقتصاد به مرحله بهره برداری و انباشت بهره و کار های اضافی می شود.
همان گونه که نمی توان از روی مزه گندم تشخیص داد که گندم در چه روابط اجتماعی تولید شده است، به همان گونه هم مستقل از روابط اجتماعی هرباره، اقتصاد ذخیره ایی وجود دارد.
تولید اضافی و اقتصاد ذخیره ای پروسه ایی مستقل از روابط اجتماعی هریاره ایی می باشد که چنین اقتصادی در آن انجام می گیرد.
کار دارای یک تاریخی مستقل است که به آن تاریخ اقتصاد و تاریخ کار می گویند. تاریخ اقتصاد و کار از مراحل سفلی و مادون شروع میشود و تا به مراحل عالی تر امروزی اش ادامه می یابد.
تاریخ کار در عین تاریخ قوای کار یعنی تاریخ نیروهای مولده و کاری است. در مشاهده تاریخ کار ما مشاهده می کنیم که قوای کاری و مولده - قوای اقتصای - بیشتر مرتب روبه بهینه سازی و رو بهبود می باشد.
قوای افتصادی هر مرحله، در عین حال شاخص سطح تکامل آن فرم از روابط اجتماعی است ، که این قوه کاری در آن از موجودیت برخوردار است .
به این قوه اقتصادی شیوه کار می گویند.
شیوه های کار انسانی مدام در حال تغییر و دیگرگونی می باشند. به موازات تغییر در شیوه های کار، شیوه های زیست اجتماعی انسانی یعنی شیوه هایی که هرباره این کار در آن انجام می گیرد، نیز دچار دیگرگونی می گردد..

پس این دیگرگونی که به موازات دیگرگونی اقتصادی ایجاد می گردد به دو گونه است:
1- تغییر در انسان به این مفهوم که استعدادهای خفته انسانی بیدار می شوند و هرباره نیازهای جدید انسانی پدیداز می گردند
2- تغییر در روابط و هستی اجتماعی انسان
بنابراین انسان در پروسه کار در حین این که در طبیعت جدا از خود تغییر ایجاد می کند، در خود نیز به طور دوگانه تغییر ایجاد می کند.
انسان در حین پروسه کار به وسایل کار نیاز دارد.
وسایل کار دارای مفهوم وسیعی است و فقط ابزار کار را شامل نمیشود.
انسان هرباره با وسایل کار کارمی کند. کاری که هرباره انجام می گیرد ، به گونه ای وسایل کار را مصرف می کند. از این رو
پروسه کار یعنی پروسه مصرف وسایل کار.
در هر پروسه مصرف وسایل کار، این کار است که انجام می گیرد. به کاری که در هر پروسه کار ایجاد شده است، محصول کار می گویند.
محصول کار در نتیجه دارای ترکیب دوگانه است:
1- وسایل کار مصرفی که به آن در عین حال کار مرده می گویند
2-ایده و ابتکار کار که به آن در عین حال کاز زنده می گویند
پروسه مصرفی که جدا از پروسه کار باشد یک پروسه انگلی است.
از دیده حاصل کار اگر به پروسه کار بنگریم، این نیروی کار است که هر باره مصرف می شود، و این ایده و خلاقیت  کار است که هرباره ایجاد می گردد.
کاری که در پروسه کار مصرف می شود، جزیی از وسایل کار است. اما کاری که نتیجه و حاصل پروسه کار است، ایده و خلاقیت کار است.
انسان در حین کار که به آن پروسه کار می گویند: از یکسو در کنار دیگر وسایل کارموجود، نیروی کارش را مصرف می کند، و از سوی دیگر ایده و خلاقیت کارش را ایجاد و مجسم می کند.
از این نظر پروسه کار یعنی پروسه مصرف و تولید بطور همزمان!

ادامه را در شمار بعدی پی یگیرید

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen